تبلیغات
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان شهرکرد - انواع زاویه دید و کاربرد آن در داستان نویسی:

مطالب آموزشی انجمن نویسندگی سخن شهرکرد

انواع زاویه دید و

کاربرد آن در داستان نویسی

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید:


زاویه ی دید جزو مباحث اولیه ی داستان نویسی و بسیار مهم  است اما باید به تمامی مباحث قصّه نویسی آشنایی داشته باشیم. مثل نمای ساختمان. ممکن است بگوییم در مهم ترین قسمت ساختمان است اما معمار نمی تواند اول در را  کار بگذارد. باید ساختمان کامل باشد و بعد در را سر جایش  بگذارد. زاویه ی دید به ٣ دسته تقسیم می شود:

١ - من راوی یا اول شخص

٢ - تو راوی یا دوم شخص

٣ - دانای کل یا سوم شخص


در من راوی یا اول شخص: نویسنده نقش شخصیت اول داستان را ایفا می کند و می تواند از هر جا که خواست داستان را شروع کند.  مثال: من ظاهرا می خندیدم اما از ته دل از امیر نفرت داشتم.

در تو راوی یا دوم شخص : روایت به گونه ای می آید که انگار نویسنده دارد با مخاطبش حرف می زند و اتفاقاتی را که افتاده به او یادآوری می کند. مثال: به خیابان می روی تا برای مادر یک روسری با گل های قرمز بخری. در اولین مغازه نگاهت به روسری دلخواهت می افتد.  دست توی  جیبت شلوارت  می کنی. کیف چرمی کهنه ات سر جایش نیست. دست پاچه اطراف را می کاوی.

 دانای کل یا سوم شخص: به دو صورت است. دانای کل محدود و دانای کل غیر محدود. در دانای کل محدود، نویسنده لحظه ای از شخصیت اول داستان جدا نمی شود. یعنی در تمام لحظه ها با او همراه است . چه در خواب و چه در بیداری. هر جا یی برود یا هر کاری که انجام دهد، نویسنده در همه حال با او گام بر می دارد. در دانای کل غیر محدود، نویسنده می تواند به هر جا سرک بکشد. می تواند شخصیت داستان را در فصلی مشخص به حال خود گذاشته و به سراغ قسمتی دیگر از داستان برود. به عنوان مثال امیر را که شخصیت اول داستان است با دوستش در کافه تنها بگذارد و به سراغ نسرین دختر عموی امیر برود که قرار است در آینده ای نزدیک با امیر ازدواج کند. نویسنده در  فصلی دیگر از نسرین و اتفاقاتی که برای او می افتد، روایت می کند و پس از پایان این  فصل، دوباره بر میگردد و ادامه فصلی را می نگارد که مربوط به امیر می شود.

بهترین زاویه ی دید: اول شخص و دانای کل می باشد اما اگر کسی با تو راوی شروع کند، دلیل بر عدم توانایی او در نوشتن نیست.در اصل دانای کل خداوند است که در همه جا و همه حال با آفریده اش همراه است. هر نویسنده ای چون خالق قصّه ی خودش است، پس نظارت کامل به تمام مسائل قصّه دارد. دانای کل، محیط اطراف و تمام خصوصیات قصّه را در اختیار دارد.  به عنوان مثال در عین حال که  می تواند شخصیت اول داستان  را در حال شنا همراهی کند ، می تواند متوجه شود که شخصی دیگر از لای درختان او را نگاه می کند.

ضعف دانای کل در این است که نمی تواند در همه جا با شخصیت داستان همدردی کند و مجبور است بی تفاوت از کنار مسائل بگذرد. دومین ضعف این است که گاهی مجبور است مستقیم گویی کند چون چاره ای ندارد.

دانای کل برای خود محاسنی نیز دارد.

١- بی طرفی دانای کل. چون با صداقت بیان می کند و برای خواننده ملموس تر است.

٢- چون دانای کل است و محدودیتی ندارد و در آن واحد می تواند هر جایی باشد. مثلا سرنوشت دو نفر در دو جای مختلف که با هم در یک ساعت مشخص به دنیا آمده اند.

 ضعفِ اول شخص یا من راوی در این است که نویسنده یا من راوی نمی تواند در همه جا حضور داشته باشد  اما از بهترین محاسنش این است که با مخاطب احساس صمیمیت بیشتری می کند و راحت وبی پرده همه چیز را با او در میان می گذارد.


 

مانا باشید

  گردآورنده: میثم اسکندری




طبقه بندی: انجمن نویسندگی شهرکرد،

تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : ارشاد شهرکرد | نظرات